من “کوهی” از دردم 


بـــیا مرا در آغــوش بـــگیر 


بــگذار 


تـــمام غم هایم در عــظمت آغوشت “کاه” شـــود… !.   

 

http://s5.picofile.com/file/8103069784/_www_lovelyboy_blog_ir_5.jpg

 

وقتى در آغوشم آرام میگرفت… 


چشمانش را میبست… 


نمیدانم از احساسش بود… 


یا خود را در آغوش دیگرى تصور میکرد!!!  

 

http://picture.faryan.in/wp-content/uploads/20150930/love812-girl-and-boy-n3-1.jpg